تا آخرین لحظه عمرم عاشقتم
دخترم ! تو نهال کوچکی هستی که در باغچه زندگیم رشد می کنی . همچو باغبانی به پایت شیره جانم را می ریزم و در انتظار شکوفه دادنت بی قرارم. تو قد می کشی و بزرگ می شوی و هر روز مستقل تر! اما من شکسته تر و به تو محتاج تر. امروز تو در آغوش من جای می گیری و دور نیست فردایی که دستان نیازمند من در دستان تو جای گیرد . امروز تو برای بلند شدن و ایستادن نیاز به دستان من داری و فرداها من برای استوا ر ماندن به بازوی تو نیاز خواهم داشت. امروز با هر خنده تو روح زندگی در کالبد...
نویسنده :
بیتا
10:48




